نوشته برایم:
همسر عزیزم
امشب که برایت می نویسم آسمان ابریست
و ستارگان ذوقی برای درخشیدن ندارند
زمین به طور احمقانه ای گرد مانده
اما من در انتظار قدم زدنمان زیر نور ماه،شب های دلتنگی را سر میکنم
دستانم بی تابانه دستانت را می طلبد
و چشمانم در پی تو بی پرواتر از همیشه است
کاش دنیا مجالی دهد که هرشب در آغوش مردانه ات،پشت کنم به تمام نشدن های بی رحمانه اش...
احساس خوشبختی بی مهابا می دود در بند بند این زندگی که به روی گسل است.
بی پروا امیدوار می شوم برای تلاش و برای ساختن.
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی