خرید بک لینک

میخواهم در موردش بنویسم

توصیفش کنم

خودش را

اخلاقش را

هزاران خوبی اش را

نمیخواهم از روی دوست داشتن،اسطوره بی عیب و نقص توصیفش کنم

ولی نمیشود

به راستی که ناب است

ناب تر از گلاب قمصر،از بوی خوبی اش سرمست میشم

نمیشه،به خدا نمیشه با کلمات وصفش کرد

زندگی شکل دیگر می شود که کسی پیدا شود

همه چیز باشد و هیچ از او نخواهی،تا تمام شدن دنیا،تماشایش کنی

حرف بزند و نسبیت انیشتن برایت اثبات شود

دستانش را بخواهی و نخواهی،موهایش را بخواهی و نخواهی،لب هایش را بخواهی و نخواهی،بدنش را بخواهی و نخواهی،این ها فرقی نمیکند،تنها چیزی را که از خواستنش مطمئن باشی،نگاهش باشد،حضورش باشد.

نمیدونم چه چیزی اینگونه بی تاب میکندم در خواستنش.نه عطش جسم است که با رسیدن فرو کش کند،نه تنهایی که پر شدنش دل زده ام کند.یه چیز خاص،یه حس رسیدن به کسی که جزیی از توست ولی جدا ازت افتاده بوده.نمیشه وصفش کرد.

هیچ و همه،تک تک سلول هایم میخواهند در او حل شوند.

پیش او هیچم،نه غروری،نه دروغی،نه ریایی،نه احسانی.فقط اوست،مطلق اوست.

دیوانه نشدم،تجربه نکرده اید قضاوت نکنید،تجربه نکنید،عبس زندگی کرده اید.

باورش کرده ام،میشناسمش،تک تک خطوط روحش را،تک تک مویرگ های تنش را،واژه واژه سخنش را،دلتنگی و دوست داشتنش را.

برایتان آرزو میکنم:)

برچسب: نویسنده: آروین ایمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:29

صفحه بندی