کوچکْ مرد،میدونی،مشکل از جایی شروع شد گم شدی میون راهی که دوست داشتی بروی و راهی که بهت معرفی میشد از جانب کسایی که واقعا تو رو دوست داشتند و بهترین ها رو برات میخواستند.
میدونم که شک کردی،ترسیدی،عذاب کشیدی.
شک کردی به درستی راهی که دوست داری،که نکنه در اشتباهی و درست تشخیص ندادی.
ترسیدی که نکنه موفق نشی و زیر نگاه های ملامت بار،کمر خم کنی.
عذاب کشیدی که چرا خلاف میل کسایی که خواسته هاشون برات اهمیت داره،رفتار میکنی.
کوچک مرد،شک نکن که هیچ راهی بهتر از راهی که خودت انتخاب کردی نیست،خودت بهتر از من میدونی ولی من میگم شکست توی راهی که خودت انتخاب کردی،بهتر از پیروزی توی راهیه که بهت دیکته بکنند.من دیدم کسایی و که رفتند راهی و که براشون انتخاب کردند،موفق هم هستند،ولی همیشه ته دلشون میلرزه برا اون چیزی که خودشون دوستش داشتند،که اگه اون راهی که خودش میخواست و میرفت چی میشد؟که اگه توی کشور خودم مونده بودم،موفق نمیشدم؟که اگه رشته مورد علاقمو خونده بودم،کار خوبی پیدا نمیکردم؟که اگه اون دختر یا پسرو تنها نمیذاشتم،خوشبخت نمیشدم؟کوچک مرد شک همیشه هست،حتی در اوج خوشبختی،پس راهی رو برو که دوستش داری،که تهش به خودت بدهکار نباشی.
کوچکِ من،نترس،هیچ نرفته ای،زمین نمیخوره،هیچ کس محکوم به شکست نیست.تو باید باور داشته باشی،خودت رو و راهی که انتخاب کردی.من بهت میگویم سِمِج باش.انتخاب کن و سماجت کن در راه موفقیت،تو باید موفق شوی،خواستن و نتوانستن؟دانستن و نتوانستن؟من میدانم تو به موفقیت شک نداری،پس قبول کن مسئولیت تصمیم هاتو و محکم قدم بردار،باور کن تمام کسایی که یک شکست خورده رو با شماتت نگاه میکنند،خودشون هیچ گاه ساحل دنج بی مسئولیتی رو ترک نگفتند،تو خودت رو باور داشته باش.باور کن رفتن و تلاش کردن و نتوانستن هزار بار شرف دارد به زندگی مصلحت جویانی که هیچ گاه زیر بار مسئولیت تصمیمی نرفتند.
کوچک مرد،میدانی همیشه کسایی که دوستمون دارند و ما دوستشون داریم باعث میشند ما از خودمون بگذریم،ولی تو باید بتونی میانه رو بودن را بین افراط و تفریط پیدا کنی،میانه رو بودن یک راه باریک به سمت خوشبختی ست و چقدر پیدا کردنش سخته.کوچک مرد متهم نکن منو به بی احساس بودن و درک نکردنت.ولی باور کن نباید زیر سایه کسی بمانی.اگه خودت روزی پدر شدی،نگذار فرزندت زیر سایه تصمیمات تو بماند،تا یه جایی راهنمایی اش کن،ولی پا نگذار وسط تمام مسائلش،حل نکن همه مشکلاتش رو،بگذار خودش تصمیم بگیره،اشتباه کنه،موفق بشه،تجربه کسب کنه،بگذار زندگی کنه.میفهمی چی میگم؟گاهی یادمون میره اون ها هم زندگی خودشون را دارند،مدام دلواپسشونیم،مدام تصمیم درست براشون میگیریم،یادمون میره این زندگی اونهاست،یادمون میره ما به اندازه خودمون فرصت برای زندگی و تصمیم گیری داشتیم.کوچک مرد،ما نباید پشت دوچرخه شونو تا وقتی هستیم بگیریم،نباید زمین خورد و بلند شدن را ازشون بگیریم،نباید خلاقیت و ازشون بگیریم،نباید ترس و دلهره را ازشون بگیریم.کوچکِ من،ما الان نباید زیر سایه بمونیم،ما ناراحت نمیکنیم کسایی که ما رو دوست دارند،کسایی که جز خوبی برای ما نمیخواند،ولی ما باید بپریم،یک جایی باید بال بگشاییم و پرواز کنیم،یک جایی باید توانستنمون را ثابت کنیم،ما الان باید اون راه باریک و پیدا کنیم که نه از خواسته خودمون بگذریم،نه باعث نارحتی کسی شویم،ما میتوانیم:)
برچسب:
نویسنده: آروین ایمانی