قبول دارم - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 1:19
صبح داشتم صورتمو اصلاح میکردم،با تیغ به صورت ناجوری بریدمش، در حالت تعجب به سر میبردم که چند جای مختلف گردنم رو هم بریدم، و این برای من که سال هاست با تیغ کار می کنم و به گفته بقیه بسیار توی این کار حرفه ای ام. همه ش دارم به خواب فکر میکنم،به این که من چقدر خوابالو ام.البته خوابالو بودن نیستم، به یه
یک سالگی - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 1:19
آخرین شب بهار،فوق العاده بود،نسیم خنک و آسمون پر ستاره. ی تصنیف از ایرج بسطامی هست که میگه در بهاری که بی تو خزان شد،باورم شد دگر نیستی تو. ما بهار خوبی داشتیم،بهارمون رنگ خزان نخواهد دید. بهار میرود ولی تو مانده ای کنار من بهار زندگی من اسم خزان و خط بزن امروز تولد یک سالگی سربازیمِ،واقعا کسی نباید
بیسیم - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 1:19
میگه این بیسیم ها برای بدن خیلی ضرر داره،مخصوصا بیشیم شما که AM هست، بیسیم بقیه مناطق FM هست و ضررش کم تره،ولی این AM ها خیلی بدِ. میگم چه ضرری داره؟ میگه روی جنسیت بچه هاتون تأثیر میذاره؟ میگم چه تأثیری،پسر میشه یا دختر؟ میگه دختر. گفتم پس خدا رو شکر تأثیرش مثبتِ.
برای تو ۳ - تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 14:29
میخواهم در موردش بنویسم توصیفش کنم خودش را اخلاقش را هزاران خوبی اش را نمیخواهم از روی دوست داشتن،اسطوره بی عیب و نقص توصیفش کنم ولی نمیشود به راستی که ناب است ناب تر از گلاب قمصر،از بوی خوبی اش سرمست میشم نمیشه،به خدا نمیشه با کلمات وصفش کرد زندگی ش
مگر میشود؟؟ - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 14:23
میگویند بیمار به کما رفته ولی سرباز که باشی میفهمی که "کُما زده" یعنی چی وقتی از هر آنچه که دوستش دارد،به اجبار جدایش می کنند،کما میزند پس باید چیزی برای دوست داشتن داشته باشی تا از آن جدایت کنند و کما بزنی حالتی ست نزدیک به آنچه بیماران تجربه می کنند،با این تفاوت که خودت میفهمی و بیشتر در آن غرق می...
جنون ۱ - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
من ماندم و دو هفته نماز قضا شده
جنون 2 - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
این مرخصی خیلی خسته ام کرد هم روحی و هم جسمی درگیر رابطه ای شدم که اول عاقلانه نبود و همون جور که گفتم،بیشتر توهم بود ولی یک بار افسارم را به دلم دادم،و رسیدیم به جایی که گفت خدا عمری بدهد پیر شدنت را ببینم اما یک بار گفتم ما انسان ها باید هرچیزی را
چشمای تو از فریدون اسرایی - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
دوستش دارم این آهنگ را،قدیم ها تورج خونده،فریدون هم الان هنوزم چشمای تو مثل شبای پُر ستارستهنوزم دیدن تو برام مثل عمر دوبارست هنوزم وقتی میخندی دلم از شادی می لرزههنوزم با تو نشستن به همه دنیا می ارزه اما افسوس تورو خواستن دیگه دیره ، دیگه دیرهولی اف
جنون 3 - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
بعضی وقت ها آدم باید بره،حتی اگه به قیمت خراب کردن ذهنیتی باشه که ازش به خوبی در ذهن دیگری نقش بسته. وقتی که احساس میکنیم بودنمون کسی را از خوبی هایی که در انتظارش هست،محروم میکنه. به نظرم این کار کم ترین مفهوم دوست داشتنه.
جنون 4 - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
فال گرفتم،حافظ همیشه میزنه وسط خال بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی ک
جنون ۵ - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
به شدت پریشانم،الان میفهمم کسی که میگه قلبم داره از دهنم در میاد،یعنی چی. اینکه آدم بخواد سکوت کنه و یه سری چیزایی که واقعیت نداره را تکذیب نکنه و اتهامات را به جون بخره،خیلی سخته.
برای تو۱ - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
عشق چیست؟گه گاه بیگاه شدن برای نگاهت؟ دلتنگ شدن برای شنیدن صدایت؟ یا طنین خنده هایت در ذره ذره وجودم؟ عشق چیست؟امید من به آغاز روزی که پایانش تو باشی؟ قطره های باران که مرا شاعر چشمانت می کنند؟ یا قاصدکی که خبر دلتنگی ام را می دهد؟ عشق چیست؟فکری که ا
برای تو۲ - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
تو آمدی،زمانی که انتظارت را میکشیدم و ماندی،زمانی که بودنت را طلب میکردم و گفتی آنچه را که تشنه شنیدنش بودم تو هستی،هر آنچه که من میخواستم و نگاهم کردی،آن چنان که در خواب هم نمیدیدم و شنیدی آنچه را که هیچ دلی محرمش نبود. گره خورده خنده ام به خنده ات،امیدم به خنده ات،غرورم به خنده ات،بخند که این مرد ...
اون ۱۸ تا - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
صبح به محض این که چشامو باز کردم،دستم و به سمت جیب شلوارم بردم،پاکت سیگار و احساس کردم،نمی دونم چرا و از کجا در جیب من جا خوش کرده،ولی من انتظارش و میکشیدم.مثل اینکه ادامه ای از یک رویا،پا به واقعیت گذاشته باشه.رویا؟مگه من خواب بودم؟خواب بودم یا فقط
برای من۱ - تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 21:00
نوشته برایم: همسر عزیزم امشب که برایت می نویسم آسمان ابریست و ستارگان ذوقی برای درخشیدن ندارند زمین به طور احمقانه ای گرد مانده اما من در انتظار قدم زدنمان زیر نور ماه،شب های دلتنگی را سر میکنم دستانم بی تابانه دستانت را می طلبد و چشمانم در پی تو بی
پرده نشین از علیرضا قربانی - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
از آلبوم دخت پری وار ینجا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو سرودن مرا کم استاکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیستمن از تو می نویسم و این کیمیا کم استگاهی تو را کنار خود احساس می کنماما چقدر دل خوشی خواب ها کم استخون هر آن غزل که نگفتم بپای توستآیا هنوز آمدنت را بها کم استبها کم استسرشارم از
آلبوم چه آتش ها از همایون شجریان - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
این یکی از بهترین آلبوم های همایون با آهنگ سازی علی قمصری هست. توی این آلبوم قمصری قدرت خودش را در نوازندگی تار به خوبی نشون میده و واقعا توی آواز زورق شکسته من از توان ایشون در نواختن،لذت میبرم. یکی از قطعات حسین رضائی نیا،در تکنوازی سازهای کوبه ای،مهارت خودش در دف نوازی را به نمایش میذاره که بسیار
زندانی قلعه فراموشی از ویکتور هوگو - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
بسیار کتاب جالب و جذابی هست از اون کتاب هایی که خواب و خوراک را از آدم میگیره شخصیت ها و تصویر سازی های زیاد که در آخر به هم مرتبط میشند، در این کتاب بی نظیره.
کتاب - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
فقط به معرفی اجمالی کتاب ها بسنده می کنم. زندانی قلعه فراموشی از ویکتور هوگو بر جاده های آبی سرخ از نادر ابراهیمی کوری از ژوزه ساراماگو
بر جاده های آبی سرخ از نادر ابراهیمی - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
رمانی فوق العاده از نادر ابراهیمی که توش به وضوح ارادت نادر به این آب و خاک دیده میشه. قهرمان داستان میرمهنا هست که برای حفظ استقلال این خاک از کشتن پدر مزدور خود دریغ نمی کند.

برچسب‌های مرتبط

سرباز به انگلیسی | شهر منبج | شهر من بخند | شهر من | شهر منچستر | شهر من گم شده است | شهر منفجر شده در اوكراين | شهر منچستر در انگلیس | شهر من بخند پالت | شهر من شیراز