کوری از ژوزه ساراماگو - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
رمان فوق العاده ای که به گمانم جایزه نوبل را برای نویسنده اش به ارمغان آورد.از خوندنش پشیمون نمیشید.
گل باغ از سعید محمدی - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
یه کم شاد باشیم البته یه جاهای آهنگ خیلی ضایع میشه،ولی خب،خوبس گل باغم تو کردی به غم داغم تو کردی گل باغم تو کردی به غم داغم تو کردی به درد عشق و دوری گرفتارم تو کردی به درد عشق و دوری گرفتارم تو کردی دلم میگه سفر کن از عشق اون حذر کن دلم میگه سفر کن از عشق اون حذر کن تو این جیک جیک مستون برو فکر خ
میشود؟نمیشود! - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
توهم زده ام،توهم بودنت را 2017-04-12 23:59:52 پ.ن:توهمات گاهی با این همه بعید بودنشون،از رگ گردن به ما نزدیک ترند. توهم نیست دیگه.واقعیت واقعیت است.
shape of my heart از sting - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
این آهنگ بسیار زیبایی که به اندازه خود فیلم Léon: The Professional زیبا هست He deals the cards as a meditation او کارت ها را با یک تفکر عمیق پخش می کند And those he plays never suspect و کسانی که بازی میکنند هرگز مظنون نمی شوند He doesn't play for the money he wins او برای پول هایی که برده بازی نم
ممنون که هستی - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 12:33
این همه نوشتم و پاک کردم و پیدا نکردم جمله ای،کلمه ای، حرفی که بیان کند آنچه در دل من میگذرد یا وصف کند،آنچه تو هستی چه میدانند از اینکه من این همه در برابر تو کمم که من از نداشته هایم گفتم و تو گفتی "خدا عمری به من بدهدپیر شدنت را نظاره کنمغر زدنت راموهای کم پشت سپیدت رانگاه مهربانِ از پشتِ عینکت ر
مامان مرا ببخش - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 11:48
قرار بود که پنج شنبه راه بیفتم و برا سیزده لااقل خونه باشم. مامان میگه امسال خونه نبودی،عیدش عید نبود میگه هرچی تو حرف میزنی و به همه جا کار داری،داداشت ساکته و کار به چیزی نداره میگه بابات که همیشه شیفت شب و روزا خواب،تو که نیستی... دیشب یه بچه ها که اهل خوزستانه داشت با مامانش حرف میزد رفیق:نه،بر
می شود - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 11:48
باید ایستاد، حتی اگر زانو ها قدری بلرزد،شک قدری نفوذ کرده باشد، و اضطراب نیز، ناگزیر،قدری... اصل در هر شرایطی،و به هر شکلی،ایستادن است، چرا که دوام در ایستادگی،به هر حال،شکل و شرایط را،به سود انسان ایستاده، تغییر خواهد داد. ... نادر ابراهیمی بی ربط به این پست،داشتم فکر میکردم به سال ها پیش،به اولین
چایی سرد شد - تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 11:48
بدون تو طعم چایی هنگام عید در بیابان های خوزستان ساعت چهار صبح،در کنار جوی 05 هنگام باران در جنگل های جواهر ده رامسر در اردیبهشت،میان لاله های واژگون خوانسار عصر پاییز در کوچه ری گلپایگان هنگام تنهایی در سرچشمه باغ رستم چهار محال در شرجی اسکله های بوشهر صبحی زیبا،کنار سهراب سپهری با دلی گرفته در رس
اینجا هوا بارونی ست - تاریخ: 1396/1/7 ساعت: 3:17
اینجا چند روزیه بارون بهاری،حالمون را خوب کرده. البته خاک خوزستان،گل که میشه،واقعا بد میشه،ولی لذت بارون... نمایش با کیفیت بهتر پ.ن:این محصولات نوت سامسونگ خیلی خوبه.
برای برادرم - تاریخ: 1396/1/7 ساعت: 3:17
یک سال و نیم بیشتر نداشتم که اومدیآغوش هایی که برای تو باز شد،این همه زود تو را نمی خواستندولی من که میدونم،طاقت دوری من را نداشتیدرست مثل همین حالا که من هر شماره ای را بگیرم (خونه،بابا،مامان) به صدای تو ختم میشهمی دونی که تو هم نقطه قوت من و هم نقطه ضعف من هستی؟بارها دیده ای که وقتی پشت به پشت هم
نادر ابراهیمی،اسطوره جاودان - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:23
نادر ابراهیمی را با کتاب مردی در تبعید ابدی شناختم،کم سن و سال بودم ولی جمله به جمله این کتاب را می بلعیدم،مثل تشنه ای که به آب رسیده باشه،از قلم نادر سیراب میشدم. بعدش آتش بدن دود را خوندم،و با شیرینی های این کتاب خندیدم و با تلخی هاش گریه کردم. من رمان زیاد خونده بودم،ولی عجیب قلم نادر ،تفکرش،نگاه
الان ساعت 17 و 17 دقیقه - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:23
پست قبل را حذف کردم،به دو دلیل،یک اینکه من هیچ وقت اهل گلایه کردن های بی فایده نبودم. دوم هم چون احساس خوبی بهش ندارم. ااحساس کردم اسمم را باید عوض کنم،تغییرش دادم به اسمی که بیشتر باهاش صدام میزنند!
راه را دریاب - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 7:23
تصور کن،تلاش برای هدفی که هزاران نفر در راه ش دق مرگ شده اند گذاشتن زندگی برای هدفی که با تمام خوب بودنش،که با تمام خلف بودنش هر روز دورتر هر روز کم رنگ تر هر روز نیست تر می شود همیشه رسیدن مهم نیست همیشه جستن،نباید به یافتن ختم شود گاهی همین عزم جزم کفایت میکند گاهی همین در راه بودن کفایت میکند مهم
از 95 که گذشت،شاید 96 - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 13:36
با چه عجله ای این نوروزها را پشت سر گذاشتم،خودم هم باورم نمیشه این بیست و پنجمین نوروزی هست که می بینم. به این فکر میکنم به احتمال زیاد هر موقع جان به جان آفرین تسلیم کنم،به احتمال زیاد تعداد بهار هایی که دیدم،از تعداد زمستون هام بیش تره،من با بهار زندگیم را شروع کرده م،ته تهش زمستون و بهارم با هم ب
عیدی - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 13:36
گفتم دلی که دل باشه،سازش با شادی دل بقیه کوک میشه. میشه با شماره گیری #780* به بچه هایی که توی محک هستند،یه عیدی کوچولو داد. حداقل ها هم موثرند، شاید الان کسی روش نشه که 1000 تومن عیدی به کسی بده،ولی همین 1000 تومن ها میتونه دل خیلی ها را شاد کنه. جدا از اینکه کمک های دست جمعی ما میتونه راه گشا باشه
می نویسم برای او - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 22:17
تنها با چهر حرف کلمه ای بنویسید که معنای مهربانی باشد عشق را در بر گیرد و فداکاری را در حد کمال،تمام کند با چهار حرف کلمه ای بنویسید که امید زندگی اش هستید و سایه ی زندگی تان هست با چهر حرف بنویسید مادر
43 روز - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 11:26
عجیب احساس پیری میکنم،8 روز از بیست و پنجمین سال عمرم میگذره و من بی اندازه احساس پیری میکنم،احساس میکنم وقتم رو به اتمامه.احساس میکنم خیلی کارها مونده که انجام ندادم. 43 روزه که وسط بیابونم،توی هوای گرفته خوزستان،کی میشه به اصفهان برگردم؟
سازت را با بهار کوک کن - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 11:26
ما هم می خواستیم این بار که بهار آمد و گل از گل شکفت و دوباره پرستوها نغمه ی نو شدن سرودند ساز دلمان را از نو کوک کنیم و آنقدر شاد بنوازیم که حتی خودمان یادمان برود،درد این دل چه بود ولی افسوس که هرچه قبل از این کلمه قطار می شود،به سرعت رنگ می بازد ای کاش درد این دل را بفهمی بفهمی که بهار این دل، در
تولد - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 23:59
من بارها متولد شده ام و بارها مرده امبا دست های خودم زندگی ساخته ام و با همین دست ها طناب را به دور گردنم انداخته اممگر می شود که به یک روز خاص در طول سال متعهد بود؟بارها مرده امروز هایی که دست هایم از سرم حساب نمی برندروز هایی که چشمانم به صندلی خالی رو به رویم خشک شده اندروزهایی که فاصله با بیرحمی
واژه ها،دنیا را می سازند - تاریخ: 1395/12/21 ساعت: 23:59
من هنوز به تک تک واژه ها اعتماد دارم با احترام ادایشان می کنمو از آن ها سوء استفاده نمی کنممن بر این باورم که نباید کلمه ای را بی اعتبار کردمن بر این باورم که نباید به کلمات،در جهت ناصواب،معنای تازه ای بخشیدهر بار کلمه ای را در دروغ خودمان گرفتار می کنیم،هویتش را به ویرانی می کشانیمصادق باش تا من مج

برچسب‌های مرتبط

سرباز به انگلیسی | شهر منبج | شهر من بخند | شهر من | شهر منچستر | شهر من گم شده است | شهر منفجر شده در اوكراين | شهر منچستر در انگلیس | شهر من بخند پالت | شهر من شیراز